عرفان حلقه(کیهانی)-انجمن عرفان از منظری دیگر و به زبان ساده تر

نسخه‌ی کامل: تئوری سکوت
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
تئوری سکوت؛
بازی با جان #محمدعلی‌طاهری 

پرونده محمدعلی طاهری، بی شک یکی از پیچیده ترین و پر سر و صدا ترین پرونده های قضایی سال های اخیر در ایران بوده است. پرونده ای که روند قضایی آن می توانست بی هیچ سر و صدایی و در اختفا، طبق میل ستمگرانی که این معلم معنوی را به بند کشیده اند، با دادگاه های 5 دقیقه ای به پیش رود و محمدعلی طاهری هم همچون هزاران انسان بیگناه که در سکوت و بی هیچ نشانی قربانی شدند، به سرنوشتی که بدخواهان برای وی می خواهند چشم بدوزد. 

اما اگر امروز این پرونده پر سر و صدا شده است و ندای دادخواهی این معلم آزاده را تمام مجامع #حقوق‌بشر شنیده اند، اگر امروز برخورد قوه قضاییه با پرونده محمدعلی طاهری زیر ذره بین مجمع حقوق بشر #سازمان‌ملل‌متحد قرار گرفته است و اگر این پرونده به پر چالش ترین پرونده برای قوه قضاییه بدل شده است، دلیل آن طرفداران پرشمار محمدعلی طاهری است. هوادارانی که تا آخرین نفس به پای احقاق حقوق معلم خود ایستاده اند و هیچ چیز جز آزادی بی قید و شرط محمدعلی طاهری آنها را آرام نخواهد کرد. هوادارانی که نه برچسب دنباله رو به آنها می چسبد و نه موج سوار. آنها به دنبال اهداف شخصی نیستند. آنها تصمیم گرفته اند حق طلب و ظلم ستیز باشند و مسوولیت این انتخاب خود را پذیرفته اند. 

تزریق تئوری سکوت به بدنه مجموعه #عرفان‌حلقه 

اخیرا جریانی در بدنه مجموعه عرفان حلقه شکل گرفته است که طرفداران محمدعلی طاهری را دعوت به سکوت نموده و با اطلاق برخی برچسب های غیرمنصفانه به این هواخواهان، که هدفی جز مطالبه حقوق قانونی خود و معلمشان ندارند، از آنها درخواست عجیبی دارند؛ درخواستی مبنی بر عدم ادامه روند اعتراض به حکم صادر شده برای محمدعلی طاهری! 

استدلال های ارائه شده توسط این جریان مبنی بر اینکه "اعتراض مدنی باعث سیاسی شدن پرونده می شود" ، "بگذارید تا روال قضایی پرونده در فضایی آرام ادامه پیدا کند" و ... استدلال هایی آشنا است که پیش از این در خصوص تمام پرونده های مشابه همراه با وعده های مساعد دستگاه امنیتی، به خانواده قربانیان تزریق شده است تا ماموران #اطلاعات‌سپاه در فضایی آرام با نفوذ خود در قوه قضاییه بتوانند به اهداف خود برسند. 

نگاهی به روند پرونده #محسن‌امیراصلانی، بهرام‌احمدی، سیروان‌نژاوی، ابراهيم عيسي پور، روح الله توانا، سهيل عربي، حامد احمدي، هوشيار محمدي، حبيب الله گلپري پور، بهروز آلخاني، كيوان زند كريمي، صادق قطب زاده و هزاران قربانی سکوت و خوش خیالی نسبت به وعده های دستگاه امنیتی، ما را به تامل بیشتر در خصوص این دست استدلال ها برای به سکوت کشاندن فریاد بلند حق طلبی شاگردان محمدعلی طاهری وا می دارد. 

دادخواهی علنی یا کرامت دستگاه قضایی ؟ 

دکتر #عبدالکریم‌لاهیجی، رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و رئیس #فدراسیون‌بین‌المللی‌جامعه‌های‌حقوق‌بشر، چندی پیش در گفتگویی با صدای امریکا در خصوص #اعدام محسن امیراصلانی، طبق تجربه 50 ساله خود، این دست استدلال ها را رد می کند.

به گزارش #کمپین‌نه‌به‌اعدام‌محمدعلی‌طاهری، این فعال حقوق بشر که اخیرا نشان "#لژیون‌دونور" را از رئیس جمهور فرانسه دریافت کرده است در پاسخ به این پرسش که آیا قربانیان نقض حقوق بشر باید چشم به کرامت دستگاه قضایی بدوزند یا به دادخواهی علنی بپردازند گفت: « تجربه 50 ساله من به  عنوان وکیل دادگستری، چه در رژیم گذشته و چه در رژیم کنونی این اجازه را به من می دهد که به خانواده های قربانیان نقض حقوق بشر بگویم تا زمانی که یک جو دفاعی، چه در ایران و چه در خارج از ایران، برای حمایت از قربانی به وجود نیاید متاسفانه ضریب خطر برای قربانی نقض حقوق بشر، ده ها برابر بیشتر از وقتی است که این زمینه فراهم نگردد. »

وی تاکید کرد: « به لحاظ اخلاقی نمی توانم از تمام خانواده های قربانیان بخواهم که این توصیه من را بپذیرند و تصمیم با خود خانواده هاست.» 

سکوت به چه قیمتی؟ 

اعمال فشار به گروهی از دلسوزان محمدعلی طاهری برای ترجیح دادخواهی علنی به اعتماد به عدالت دستگاه قضایی شاید عملی غیراخلاقی است، همان طور که برچسب زدن به گروهی از شاگردان محمدعلی طاهری که با تلاش و فداکاری خود صدای معلمشان شدند که در گوش دنیا می پیچد، غیراخلاقی و غیرمنصفانه است . 

محمدعلی طاهری با اعتصاب غذای هفتاد روزه خود ثابت کرده است که آنقدر دفاعیه 250 صفحه ای و صدای حقانیت وی برای دستگاه امنیتی غیرقابل تحمل است که حتی حاضر است ننگ و هزینه فوت شدن یک زندانی عقیدتی در اعتصاب غذا را بپذیرد. 

وقت آن است بیشتر بیاندیشیم که پیام حرکت محمدعلی طاهری سکوت در مقابل ظلم نیست .