عرفان حلقه(کیهانی)-انجمن عرفان از منظری دیگر و به زبان ساده تر
کمپین دفاع از حقوق متهمین در ایران اسلامی - نسخه‌ی قابل چاپ

+- عرفان حلقه(کیهانی)-انجمن عرفان از منظری دیگر و به زبان ساده تر (http://mataheri.org/forum)
+-- انجمن: تازه های عرفانی (http://mataheri.org/forum/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C)
+--- انجمن: اخبار و اطلاعیه ها (http://mataheri.org/forum/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7)
+--- موضوع: کمپین دفاع از حقوق متهمین در ایران اسلامی (/%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C)



کمپین دفاع از حقوق متهمین در ایران اسلامی - erfaneh - 12-03-2015

سلام واحترام؛تقاضا دارم درصورت امکان بعداز مطالعه ،دریافت واقعی خودتان رابه بنده منعکس فرمایید. حتما نظرات شما مفید خواهد شد

متهم یامجرم!؟!

به عنوان دانش آموخته حقوق به یک معضل ومشکل حقوقی واخلاقی اشاره می کنم که خیلی دامنگیرشده است. بدیهی است که اگر  نسبت به درمان این بیماری اخلاقی وفرهنگی ونابسامانی اجتماعی اقدام نشود، آثار مخربی را درپی خواهد داشت. معضل مورد نظر این است که در جامعه ما بی محابا وبدون ملاحظه‌ی اصول اخلاقی والزامات قانونی واحکام مسلم واجماعی دینی،"متهم" ،"مجرم" تلقی می گردد!

همه ما بارها شنیده ایم که بزرگترهای جامعه درمناسبت های مختلف بویژه درمقام بیان گذشته پاک  وپرافتخارخود،گفته اندو  می گویند، تا به حال پای من به پاسگاه، کلانتری یا دادگستری نرسیده است! یا بارها شنیده یا دیده ایم که از احضار یک نفر به مراکز انتظامی و امنیتی یا مراجع قضایی درد ورنج فراوانی بر  آن شخص وبراطرافیان ونزدیکان وی تحمیل می شود واگر در محل یا درمیان اقوام ودوستان مطرح گردد، به آبرو و حیثیت وی لطمات زیادی وارد می شود. بارها درمحوطه دادگستری افرادی را دیده ام که بادیدن یک آشنا  تلاش فراوان کرده اند که اثبات کنند، حضورشان در محل دادگستری به دلیل خلافکار یا مجرم بودنشان نبوده است!... این همه ازآثار این بینش وفرهنگ جاافتاده است که ازآن به عنوان بیماری اخلاقی ...تعبیر شدکه درنتیجه آن ،درمیان ما متهم،مجرم تلقی می شود. متاسفانه خیلی اوقات حضوردرمراکزی مانند کلانتری ها یا مرجع قضایی مانند دادسراها درخود این مراکز هم برمجرم بودن حاضرین تفسیر می شود. این واقعیت در رفتارها خودش را به نیکی نشان می دهد! چند وقت پیش به مناسبتی به یکی از پاسگاه ها رفته بودم، رفتار افسر مربوطه مناسب نبود، محترمانه به رفتار ایشان اعتراض کردم، وی ودو نفر از همکارانش مهم ترین دلیلی که در توجیه بر خورد نا مناسب شان مطرح می کردند، همین بود که اینجا افراد متخلف رفت و آمد می کنند، من گفتم که این نوع نگاه به ارباب رجوع صحیح نیست. اگر این حرف شما را بپذیریم در آن صورت شما از همه متخلف تر هستید! چرا که شما وسایر همکاران شما ازهمه بیشتر در اینجا حضور دارید وبیشتر ازهمه در این مراکز رفت و آمد می کنید!

برپایه همین نگرش هست  که به صرف اتهام کسی، آبرو و حیثیت متهم  مباح دانسته می شود،علی الخصوص زمانی که هتک حیثیت افراد لباس افشاگری یااقدام شجاعانه ، انقلابی یا... به تن کند،درآن صورت ریختن آبروی افرادی که در معرض اتهام قرارگرفته اند،درمطبوعات،فضا های مجازی یا تریبونهای رسمی وغیر رسمی امرمرسوم ومعمول وحتی گاهی ارزشمند تلقی می گردد. این درصورتی  است که براساس آموزه ها واصول مسلم وپذیرفته شده حقوق و اخلاق وبراساس احکام و بایدونبایدهای غیرقابل تردیدی که ازاسلام آموخته ایم، افراد احضارشده به مراکز انتظامی یا امنیتی یا مراجع قضایی یادستگیرشده با هرعنوانی وبا هرمدرک وسندی تا زمانی که حکم قطعی ازدادگاه صالح یادادگاه جزایی بدوی وتجدیدنطرمبنی بر مجرمیت ومجازات آنان صادر نشده باشد، متهم تلقی می شوند ،نه مجرم .بنابراین مطابق  قوانین ایران مجرم خطاب کردن متهم(هرمتهمی وتحت هرعنوانی که به مراکز نیروی انتظامی یا نیروهایی امنیتی یا مراجع قضایی احضار یا توسط ظابطین قضایی دستگیرشده باشد  )خودش جرم است.(تهمت وافتراموضوع ماده ۶۹۷قانون مجازات اسلامی یانشر اکاذیب وتشویش اذهان عمومی موضوع ماده ۶۹۸همان قانون) براساس اصول اخلاقی نیز ناپسند ومردوداست . و در شرع نیز احترام آبروی انسان اگر ازحرمت خونش بیشتر نباشد، کم تر هم نیست.

 مجددا می خواهم  توجه خوانندگان این مطلب رابه این موضوع جلب وتاکیدمضاعف نمایم که  صرف احضار یادستگیری شهروندی به هر اتهامی وباهر مدرک وسندی وحتی با یقین نیروی دستگیر کننده به این که دستگیرشده مجرم است یاحتی دستگیرشده در مرئی ومنظر نیروی دستگیرکننده، فعل مجرمانه را انجام داده است(جرم مشهودموضوع اصل )،باز هم متهم  یادستگیرشده ،به مجرم تبدیل نمی شود،یعنی هیچ انسان باانصاف وپایبند به اصول اخلاقی،معتقد به خدا وآخرت وباورمند به کرامت انسان ، متهم (دستگیروبازداشت شده) را مجرم فرض نمی کندوآثارمجرمیت رابروی تحمیل نمی کند،مثلامتهم به قتل راقاتل ،متهم به خیانت راخائن،متهم به دزدی رادزدومتهم به جاسوسی راجاسوس،...خطاب نمی کند، بلکه به انتظارمی نشیندتادادسرا، دادگاه جزایی بدوی و دادگاه تجدید نظر به مدارک ودلایل موجود ودفاعیات متهم رسیدگی کنندواگردرطول رسیدگی برمقامات قضایی صالح بارعایت اصول دادرسی عادلانه ودرچارچوب قوانین جزایی، مجرم بودن متهم، احرازوحکم قطعی مبنی بر محکومیت ومجازات متهم صادرگردید،درآن صورت  متهم به مجرم تبدیل می شود.وآثار جرم احرازشده (نه آثارجرمهای دیگر)بروی تحمیل می شود.

موضوع مهم وتعیین کننده دیگر دراین بحث ،این است که براساس اصل ۳۷قانون اساسی ایران،تمامی شهروندان ایرانبی گناه تلقی می شوند، مگراین که جرم شخصی در دادگاه صالحه  (دادگاه جزایی بدوی وتجدیدنظرو بعضی مواقع باحق تجدیدنظر خواهی در دیوانعالی کشور)احراز شده باشد. بنابراین  صرف اعلان نیروهای انتظامی و امنیتی یا شکایت افراد یانهادها،حتی شکایت اشخاص مهم ومعتبر وقابل احترام مانندمراجع عظام تقلید یارییس جمهور یا رییس قوه قضاییه. ..هیچ متهمی را به  مجرم تبدیل نمی کندو هم چنین صرف کشفیات نیروهای انتظامی یاامنیتی یاشکایت افرادیانهادهای مهم هیچ متهمی رابه مجرم تبدیل نمی کند. درک این همه حساسیت هم زیادسخت نیست چون دلیل ساده وروشنی دارد. دلیل ساده اش این است که در هرمرحله رسیدگی  یادرمراحل دادرسی، ممکن است مرجع رسیدگی کننده ،دفاعیات متهم را کافی واقناع کننده تشخیص دهد و حکم بر برائت وی صادر نماید.درغیراین صورت تاسیس این همه دادگاه وچندمرحله ای کردن دادرسی لغو وبیهوده است.و گفته می شد ، تعیین مجرمیت وتعیین واعمال مجازات متهمین ازاختیارات نیروهای انتظامی وامنیتی یا ازاختیارات روسای قوا ومدیران ارشد کشور یا ازاختیارات علما ومراجع تقلید و....است.نه تنها چنین نشده بلکه کوچک ترین تنبیه متهمین توسط نیروهای انتظامی یا امنیتی شکنجه محسوب و موجب مجازات شناخته‌شده است.( اصل۳۸قانون اساسی ایران و موضوع ماده ۵۷۰قانون مجازات اسلامی )

 مستندشرعی این ادعا شکایت امیرمومنان علی  (ع)به دادگاهی که قاضی آن دادگاه منصوب مولا  وطرف شکایت یا متهم یک شخص غیرمسلمان بود. اما چون مولا دلیل یا بینه ارائه نکرد،قاضی دادگاه اسلامی برخلاف شکایت مولا وبه نفع متهم رای صادرکرد. یعنی متهمی که شاکی آن امام معصوم که درعین حال حاکم وخلیفه مسلمانان هم بود ودرصداقت گفتارش  حتی دشمنانش هم تردید نداشتند،تبرئه شد.[صحیفه امام، ج۴،ص۱۹۸و۳۲۸]

 مستند حقوقی این ادعا، اصل ۳۷ قانون اساسی ایران هست که مقرر می دارد:"""اصل،برائت است و هیچ کس ازنظرقانون مجرم شناخته نمی شود مگر این‌که جرم او در دادگاه صالح ثابت شده باشد."""همچنین اصل ۳۶قانون اساسی ایران مقرر می دارد :""حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها ازطریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. ""

حکم قانون روشن است وصراحت کامل دارد، به اصطلاح "نص "است. یعنی نیروی انتظامی یا اطلاعاتی یا روسای قوا یا سایراشخاص ونهاد هایاسایرشهروندان دادگاه نیستند .لذا حق رسیدگی واحراز جرم وتعیین مجرم وصدور حکم مجازات واجرای آن را ندارند .این تاکید  از  واژه های "تنها " و "باید "در اصل ۳۶قانون اساسی به روشنی فهمیده می‌شود.  بنابراین  نیروهای انتظامی وامنیتی وحتی دادستان وهمکاران وی  (دادیارها وبازپرس ها)وظيفه دارندومکلف هستندبا رعایت اصول اخلاقی والزامات قانونی ،تمهیدمقدمات نموده و تحقیقات لازم رابه منظورجمع آوری مدارک ومستندات موجود،انجام دهند ومتهم را به همراه پرونده در اختیار دادگاه جزایی قراردهند .  با این وصف  خیلی باید مراقب بود تا انسانهایی که به خاطر اتهامی دستگیریا احضار شده‌اند مجرم نامیده نشوند که نتایج زیانباری درپی دارد. این نتایج وخطرات نباید به خاطربی دقتی ما یا به خاطر دعواهای سیاسی یاجناحی به اشخاص وخانواده ها و دوستان وعلاقمندان آنان تحمیل شود،که جبران آن ممکن نخواهد بود.وعواقب آن در دنیا وآخرت دامنگیر ما می شود. براساس آموزه های مسلم اسلام ، تضییع حق الناس عواقب غیر قابل جبرانی درپی دارد.شاید براین مبنا واساس بود که اصل ۳۹قانون اساسی ایران مقرر کرد :""هتک حرمت وحیثیت کسی که به حکم قانون ،بازداشت،زندانی، یا تبعید شده به هرصورت که باشدممنوع وموجب مجازات است. ""

درآخر اشاره می کنم دراین خصوص ملاحظه وبررسی فرمان ۸ماده ای امام خمینی و ماده واحده قانون حفظ حقوق شهروندی بسیار مفید خواهد بود.

 با آرزوی شناخت ورعایت همه جانبه حقوق انسانی :ف.ق.