عرفان حلقه(کیهانی)-انجمن عرفان از منظری دیگر و به زبان ساده تر
قبله گاه عاشقان باشد اوین - نسخه‌ی قابل چاپ

+- عرفان حلقه(کیهانی)-انجمن عرفان از منظری دیگر و به زبان ساده تر (http://mataheri.org/forum)
+-- انجمن: تازه های عرفانی (http://mataheri.org/forum/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C)
+--- انجمن: اخبار و اطلاعیه ها (http://mataheri.org/forum/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7)
+--- موضوع: قبله گاه عاشقان باشد اوین (/%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%A8%D9%84%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86)



قبله گاه عاشقان باشد اوین - erfaneh - 12-05-2015

"قبله گاه عاشقان باشد اوین"

یادداشتی از یکی از بازداشت شدگان:

پس از بازداشت ما را به دادسرای اوین منتقل کردند. در آنجا به محض آنکه چشمم هایم را بستم و ارتباط ویژه اعلام کردم، دیدم که حفاظی دریافت کردم و از همان ابتدای بازداشت بحث "شهادت دادن" برایم می آمد. 

شاید شهادت دادن به حقانیت این راه نیز مرحله به مرحله است و در هر مرحله به صورتی است. به عنوان مثال در طول دوره ها، با پایان هر ترم و جهت ثبت نام در ترم بعد در فرم ثبت نام امضا میکردیم که ترم گزرانده شده را مفید دانسته و می خواهیم وارد ترم جدید شویم. شاید در آن مرحله همین امضا یک نوع شهادت به راه بود. مستری و امانتداری یک نوع شهادت بود. معرفی مجموعه به دوستان وآشنایان. نامه نگاری به مراجع و علما. ارسال شهادت نامه تصویری، حضور در تجمع. هر کدام یک مرحله از شهادت عملی به راه و حقانیت آن است. اوین هم یک مرحله دیگر از این شهادت است. " قبله گاه عاشقان باشد اوین"

در اوین ، وجود حفاظ و حمایت هوشمندی را با تمام وجود احساس می کردی. حس حضور ، اینکه من از رگ گردن به تو نزدیک ترم را با تمام وجود احساس میکردی. وجودش را احساس می کردی. شاید تجربه ای از صلوه و مقام "دایم الصلوه" بود.
".... صلوه نقطه اشتراک وجود ما با اوست. وجود خود را در میان بگذار تا وجودش را در میان بگذارد و حس حضورش بر تو اشکار شود. این سهم شراکت تو در این پیوند است. پس هر گاه وجود خود را متعلق به او بدانی ، دایم الصلوه خواهی شد."

اوین بود و سلول انفرادی و "شکر وجودی". اوین بود و "همفازی با زمان". اوین بود و بینش مسیر و مقصد و لذت بردن ثانیه به ثانیه از مسیر.

تجربه اوین شاید آنطور که من دریافت می کردم نمودی بود از "آیینه عاشورا". آیینه ای که در آن خودم را مشاهده می کردم. مراحلی که تا به اینجا طی کرده ام. ایراد هایم. تیک های شخصیتی ام. مشکلات بینشی ای که باید رفع شود. انگار همه چیز را در این آیینه به وضوح مشاهده می کردم. شاید "عرفات" بود.
".... وقوف در صحرای عرفات، وقوفی همراه با تامل که انگیزه آن عشق و دستاورد آن شناخت است. در عرفات شناخت انسان نسبت به خود تکمیل می شود. از این رو در این بخش مناسک حج میتوان فرصت ها و تهدید های راه کمال را شناسایی کرد و با دریافتن ترفند های شیطان ، در اقدام بعدی برای هر گونه رویارویی با او آمادگی یافت."
".......و در این مرحله می توان پیمان حج بست و لبیک گفت. اما پیش از آن یک بار مرور دروس زندگی و بندگی لازم اسست.مرور این دروس یادآوری نکات کلیدی آنها و اعلام پایبندی به تعدات قبلی، با پربایی دو رکعت نماز انجام می شود."

اوین بود و میثاق. اوین بود و "حج " و "پیمان سوم". پیمان بر ماندن در راه. بر آمادگی برای مراحل بعد و پیمان های سخت تر پیش رو. آمادگی برای پیمان پایانی: شهادت بر حقانیت این راه و حقانیت محمد علی طاهری با خون.

پیمان اول را با خدا می بندم: ایاک نعبد و ایاک نستعین
پیمان دوم را با حسین بسته و بیعت میکنم که راه او را ادامه دهم.
و اینک اوین و پیمان سوم: لبیک، اللهم لبیک، لبیک لک لا شریک له، لبیک

امیدواریم تمام بچه های عرفان حلقه روزی اوین را تجربه کنند که با تمام وجود می گویم: ما رایت الا جمیله.

با تمام وجود از خداوند سپاسگزارم که اجازه این تجربه بی نظیر را به من داد.

زیارت عشاق قبول.